پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - امام موسى صدر و الزامات گفت و شنود - لک زايى شريف

امام موسى صدر و الزامات گفت و شنود
لک زايى شريف

 اشاره
 نظر به اهميت شخصيت و انديشه سياسى امام سيد موسى صدر در جهان اسلام، هدف اصلى نوشته حاضر، بازشناسى، بازسازى و بازخوانى الزامات آموزه گفت و شنود در انديشه سياسى اين متفكر مسلمان است. نگارنده اميدوار است با انجام چنين نوشته‌هايى، به يارى خداوند، بخش‌هايى از انديشه اجتماعى - سياسى عالمان مسلمان روشن و چراغى فراروى مشتاقان و جامعه اسلامى براى حل پاره‌اى مسائل مورد ابتلاى جامعه ما باشد. ضرورت انجام پژوهش‌هايى از اين قبيل روشن است و نيازمند تكرار مجدد نيست. در نوشته حاضر صرفاً از الزامات مسئله گفت و شنود بحث مى‌شود و بحث تقريب اديان و مذاهب و ضرورت و اهميت آن مورد توجه مقاله حاضر نيست.
 
 تأملات نظرى
 گرچه مسئله گفت و گو و به تعبير درست‌تر، گفت و شنود تمدن‌ها و اديان و مذاهب در سال‌هاى اخير و در دوره رياست جمهورى سيد محمد خاتمى در ايران زاده شد، اما اين انديشه و تأكيد بر آن سال‌ها پيش از اين از سوى آيت الله سيد موسى صدر در لبنان مطرح شده بود. از اين رو آغازگر اين انديشه را مى‌توان صدر دانست كه در انديشه و عمل وى تئوريزه شده، تداوم يافت و جنبه عينى به خود گرفت. با اين وصف اولويت دارد به اين بحث پرداخته شود كه گفت و شنود چيست؟ و الزامات گفت و شنود كدام است و چرا بايد به گفت و شنود و الزامات آن پرداخت؟
 در باب چرايى گفت و شنود همين بس كه آدمى به سبب آن با ديگران ارتباط پيدا مى‌كند، خواسته‌ها و مطالباتى‌مطرح مى شود و ارتباطات انسانى رونق مى‌گيرد. طبيعى است كه به مسئله گفت و شنود مى‌بايست به مثابه روش و ابزار ارتباطى ميان انسان‌ها، و به تبع فرهنگ، اديان و مذاهب و به طور كلى تمدن‌ها، نگريست. افزون بر اين برخى بر اين باورند كه پيدايش فكر و انديشه محصول و معطوف گفت و شنود است. نگاهى به مباحث فلسفى بر جاى‌مانده از يونان باستان و به ويژه انديشه سقراط و افلاطون، نشان از قدمت و منزلت گفت و شنود دارد. مباحثى  كه از افلاطون به يادگار مانده همه در قالب گفت و شنود ثبت و ضبط شده است. از اين منظر، گفت و شنود، اساسى ترين ابزار انديشيدن است.(١) در واقع انديشه زمانى زاده مى‌شود كه گفت و شنودى رخ دهد، تضارب آرايى شكل گيرد و كلامى و نوشته‌اى رد و بدل شود. در اين مسير همانا زبان، نقش ارتباط دهنده را ايفا كرده و حلقه واسط گفتار و شنيدار تلقى مى‌شود.
 در اين ميان البته بايد به فهم و درك و زبان مشترك دست يافت. در واقع بايد گفت ارتباط انسان‌ها با يكديگر در داد و ستد و تعاملات زندگى اجتماعى كاملاً متفاوت از نوع مناسبات انسان با محيط طبيعى است. از اين رو علوم اجتماعى نيازمند لوازم و شناخت از نوع ديگرى است. انسان‌ها در مقام موجودات اجتماعى با يكديگر تعامل دارند و براى تعامل نيازمند فهم و درك يكديگرند. اين كار، با بهره گيرى از زبان مشترك انجام مى‌گيرد. يورگن‌هابرماس، اين نوع تعامل انسانى مبتنى بر زبان را عمل ارتباطى مى‌نامد.(٢) بنابراين هر گفت و شنودى در مرحله نخستين، نيازمند فهم و درك و زبان مشترك است. بعداً خواهم گفت كه سيد موسى صدر در فعاليت‌ها و مباحثات خود با ديگران در پى به وجود آوردن شرايطى براى درك و فهم مشترك و وحدت و انسجام و همبستگى ملى بوده است.
 انسان‌ها در عمل ارتباطى، كه پيش از اين وجود آن براى درك و فهم مشترك ضرورى تشخيص داده شد، در پى‌شناخت درست و حقيقى هستند. عمل ارتباطى، عملى غايت شناسانه است. عمل غايت شناسانه، عملى است كه هدف از آن وصول به يك مقصود از طريق انتخاب ابزار و روش مناسب است. نيز عمل ارتباطى، به تعامل دست كم دو فاعل و عامل اشاره دارد كه قادر به سخن گفتن و سخن شنيدن هستند و روابط شخصى برقرار مى‌كنند.(٣) در نتيجه عاملان در پى رسيدن به دركى درباره وضعيت عمل و نقشه‌هاى عمل خود هستند تا اعمالشان را بر اساس توافق هماهنگ كنند. از اين رو انسان براى وصول به درك و فهم مشترك، نيازمند ابزارهايى است تا بتواند عنصر گفتن و شنيدن را محقق سازد.
 مى توان گفت الزامات و ابزارهاى گفت و شنود در موارد زير خلاصه مى‌شود: اصل آزادى، اصل احترام متقابل، اصل عدالت و برابرى، اصل اطمينان، اصل امنيت و.... در يك فضاى بسته و محدود، ناامن، ناعادلانه و نابرابر، بى‌اطمينانى  و فقدان احترام متقابل، نمى‌توان به درك و فهم مشترك دست يافت. در چنين شرايطى، حتى حقيقت و درستى هم دست نايافتنى و در زنجير است. به ويژه تعصبات بى حاصل و نامنصفانه و غير منطقى در فرايند گفت و شنود تأثير مى‌گذارد و عرصه را براى منازعات بيهوده و مداوم باز مى‌گذارد. فضاى گفت و شنود، سپهر آزادى و عدالت و اطمينان و احترام متقابل و حرمت و كرامت انسان است.
 افزون بر موارد مذكور كه در شمار الزامات گفت و شنود است مى‌توان از شرايط تقارن يا برابرى حقوق و قدرت ميان همه مشاركت جويان در گفت و شنود ياد كرد. اين تقارن يا برابرى مى‌بايست چنان باشد كه ساختار قواعد ارتباطى آنان هر گونه اجبار درونى يا بيرونى، به استثناى نيروى استدلال برتر، را حذف كند و بدين ترتيب همه انگيزه‌ها به استثناى جست و جوى مشترك و هميارانه حقيقت را خنثى سازد. هر نظر و ديدگاهى مى‌بايست در فضاى برابر و آزادانه بيان شود. گرچه زندگى واقعى آدمى به ندرت چنين شكلى مى‌يابد، اما برخى انديشمندان معتقدند كه اين شرايط و الزامات براى اعتبار بخشيدن به هنجارها را طبيعت استدلال و مناظره و گفت و شنود به عنوان پيش انگاره پيش مى‌كشد.(٤)
 در نظريه عمل ارتباطى، غايت و هدف مباحثه و گفت و شنود، رسيدن به توافق و اجماع و در نهايت همبستگى‌است. در واقع، زبان و گفتار، نه تنها ابزار عمل ارتباطى  است، بلكه دست يابى به تفاهم و توافق نيز غايت ذاتى گفتار بشرى است. و اين ايرادى است كه به عمل ارتباطى‌هابرماس گرفته شده است.(٥) مايلم اشاره كنم كه در نظريه سيد موسى صدر، و در مراحل آغازين حركت به سمت گفت و شنود، حتى لازم نيست كه طرفين گفت و شنود به توافق برسند، بلكه صرف تعهد و التزام به يك سرى از ارزش‌هاى بنيادين و احترام متقابل و اطمينان به يكديگر و رفتار عادلانه و آزادانه، مهم و اساسى است كه مى‌بايست مورد توجه اصحاب گفت و شنود قرار گيرد. اين تأكيد در انديشه صدر از آن رو است كه وقتى الزامات گفت و شنود محقق شود، توافق و همبستگى ملى و عمومى از نتايج و محصولات آن است. از اين رو انتظار نمى‌رود كه از همان آغاز بر روى توافق انگشت نهاد و به آن اصالت داد.
 چنان كه از مباحث پيشين حاصل مى‌شود، انديشه ورزى و زندگى اجتماعى، مبتنى بر گفت و شنود است. از اين رو انديشه تك گفتارى،(٦) مورد انكار قرار گرفته و فكر گفت و گو(٧) جانشين آن مى‌شود. پاره‌اى از انديشمندان نيز يادآورى كرده اند كه اين كافى نيست كه هر فردى جداگانه براى خود بينديشد كه آيا مى‌تواند با هنجارى موافقت كند يا نه. آنچه لازم است، فرايندى واقعى از مناظره و گفت و شنود است. زيرا تنها در چنين وضعيتى مى‌توان به مشاركت جويان، اين شناخت را اعطا كرد كه آنها جمعاً نسبت به چيزى متقاعد و مجاب شده‌اند.(٨) به همين دليل مى‌بايست اصولى بر گفت و شنود حاكم باشد و انديشه تك گفتارى تضعيف و كنار رود.
 به هر حال بايد توجه داشت آنچه در گفت و شنود مسلم فرض مى‌شود اين است كه گفت و شنود مباحثه‌اى است كه در آن هدف، غلبه و سلطه بر خصم و ديگرى نباشد. از اين رو اصالت با گفت و شنود نيست و هدف از آن درك و فهم انديشه طرف مقابل و ايجاد تفاهم و تعامل با ديگرى است. نيز هدف گفت و شنود صرفاً اين نيست كه انسان بر خصم و طرف مقابل خويش چيره شود. گفت و شنود مسبوق و نيازمند به درك و فهم متقابل است. انسان‌هاى متمدن در شرايط مساوى به گفت و شنود با يكديگر مى‌پردازند و البته ضمن تعامل با يكديگر، انديشه نفوذ و تأثير در يكديگر را نيز در سر مى‌پرورانند. اما پيش از اين كه بتوانند و بخواهند با يكديگر تعامل و تفاهم داشته باشند مى‌بايست يكديگر را شناخته و آن گاه در راه تعامل گام نهند.
 چنان كه از قطعه مذكور آشكار مى شود، گفت و شنود داراى دو ركن و اساسى است: نخست گفتن و ديگرى‌شنيدن. صرف حرف زدن و سخن گفتن، بدون آمادگى  براى شنيدن، ارزشى ندارد و اساساً در چنين شرايطى‌گفت و شنودى  رخ نمى‌دهد. لازمه و ذات گفت و شنود اين است كه آدمى ضمن گفتن، آماده شنيدن هم باشد. انسان‌هايى كه در شرايط مساوى گرد هم آمده اند و قصد گفت و گو با يكديگر را دارند در نخستين مرحله توقع دارند از جانب مقابل پذيرفته شوند. اين پذيرش جز با پذيرش الزامات و آداب گفت و شنود قابل تحقق نيست. آدمى‌در يك گفت و شنود منصفانه و عادلانه، هم بايد بشنود و هم بايد بگويد. البته در بسيارى از مواقع و در يك شرايط نابرابر و ناعادلانه و به اجبار و در يك نظام استبدادى، فقط از گفتن دفاع مى‌شود، اما بديهى است كه در چنين وضعيتى گفت و شنود واقعى رخ نخواهد داد. لازمه گفت و شنود، گفتن و شنيدن است كه دو طرفه و دو جانبه و متقابل است.
 شايد لازم باشد تأكيد نمايم تعريفى كه سيد موسى صدر از گفت و شنود ارائه كرده است دقيقاً به همان معنايى‌است كه اشاره شد. در واقع در فكر صدر، در گفت و شنود، مى بايست بده بستانى رخ دهد. صرف گفتن و يا حتى صرف شنيدن تأثيرى ندارد و انسان را به مقصود نهايى كه تعامل و داد و ستد فرهنگى و سياسى و ... است نمى‌رساند. لازمه گفت و شنود دو جانبه بودن گفت و شنود است. از اين رو انتقال پيام‌هاى  پرمعنا و پرجاذبه نيز جز با گفت و شنود به معنايى كه ذكر شد عملى نخواهد بود.
 به باور سيد موسى، و بر اساس آيه شريفه: »ادعوا الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى‌احسن«، دعوت مبتنى بر سه پايه اساسى است: نخست، عقلانيت و خردورزى و حكمت؛ دوم، موعظه حسنه، يعنى همراه با مهربانى و به دور از هر گونه خشونت و در نهايت، جدال احسن يا گفت و شنود نيك.(٩) تأكيد بر ابعاد عقلانى و عاطفى و نيك ورزى و مهر گسترى، ساز و كار مناسبى براى به ثمر رسيدن يك گفت و شنود واقعى است. در غير اين صورت نمى‌توان به ثمرات يك گفت و شنود واقعى دل خوش كرد و ميوه‌هاى شيرينى از درخت گفت و شنود چيد.
 
 نشانه‌ها و تمايزات
 اگر اين مدعا پذيرفته شود كه انديشه و عمل امام سيد موسى صدر در تداوم و تكميل كننده كار سترگ علامه سيد عبدالحسين شرف الدين است مى‌بايست به اجمال به تمايزات اين دو انديشه اشاراتى داشت. اين دو انديشمند، گرچه داراى مشتركاتى در موضوع مورد بحث هستند، اما با يكديگر تفاوت‌ها و تمايزاتى نيز دارند. از جمله تمايزات، نگاه متفاوت روش‌شناختى و معرفتى اين دو به مسئله گفت‌وشنود است كه توانسته راه را براى همزيستى مسالمت‌آميز اقوام و طوايف مختلف در لبنان آماده و چهره شيعه را منزه و برجسته نمايد. در اين ميان تأكيدات عمده شرف‌الدين بر مشتركات و وحدت و انسجام مسلمانان و به خصوص شيعيان قابل توجه است. اين تأكيد بر عنصر بنيادين مشتركات و وحدت و نظريه گفت و شنود در انديشه صدر به گونه‌اى ديگر بازتاب يافته است. زيرا افزون بر تأكيدات شرف‌الدين بر مشتركات، و وحدت و انسجام مسلمانان، بر محور اختلافات در نظريه گفت و شنود نيز تكيه و تأكيد دارد و از اين رو از نظريه گپ و گفت شرف‌الدين متمايز مى‌گردد.
 اين تمايز البته به اين معنا نيست كه اين دو انديشمند را رو در روى و از يكديگر به كلى متفاوت تلقى نماييم، بلكه به طور دقيق، نقطه اشتراك هر دو و تكميل فعاليت‌هاى اين دو نيز به شمار مى‌رود. ضمن اين كه بايد در نظر داشت تكيه بر اصول و مبانى مشترك در ارتباط شيعيان با اهل سنت و در يك خط سير كلى در ارتباط با اديان آسمانى ديگر، در انديشه صدر نيز مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است. به ديگر سخن مى‌توان گفت سيد موسى صدر ضمن توجه و تكيه بر مشتركات و نيز آموزه وحدت، انسجام فكرى مسلمانان را مفروض انگاشته و مسير فعاليت‌هاى بعدى خودش را بر اساس آن بنا مى‌سازد. گو اين كه در سخنان و مكتوبات خود به وضوح به اين مسئله اشاراتى نيز دارد. از اين رو به نظر مى رسد بتوان گفت تمايز در تأكيد بر عناصر مشترك و پذيرش اختلاف، در يك مسير طبيعى رخ مى‌نمايد و از اين بُعد مى‌تواند باز شناسى و بازخوانى شود. زيرا شرايط متفاوت حضور و زيست اين دو در لبنان متفاوت از ديگرى است.
 به نظر مى‌رسد تمام همت و تلاش مرحوم شرف الدين، معطوف به تهيه تمهيدات نظرى و معرفتى براى دفاع از جامعه مسلمان شيعى لبنان و دفاع از هويت اسلامى شيعه باز مى‌گشت. در حالى كه امام سيد موسى صدر، با توجه به پيشينه كارهاى علمى صورت گرفته توسط شرف الدين، توانست شرايط و تمهيدات تحقق عينى و عملى آن انديشه‌ها را ضمن توجه مداوم به انديشه گفت و شنود، فراهم سازد. از اين رو ضمن توجه به اين وجه تمايز در انديشه آنان مى‌توان گفت صدر در تداوم انديشه شرف‌الدين و تكامل انديشه انسجام و همبستگى دينى مسلمانان و نيز هويت بخشى به شيعيان قابل بررسى و مطالعه است.
 تأكيدات به حق شرف‌الدين بر عنصر وحدت و همبستگى مسلمانان، با توجه به فراهم آمدن تمهيدات نظرى‌توسط او، به گونه‌اى ديگر در انديشه صدر مورد تأكيد و توجه قرار گرفته است. تأكيد بر اختلاف از آن رو است كه شيعه توانسته است به لحاظ فكرى و معرفتى و نظرى در جامعه لبنان هويتى متمايز بيابد و از اين رهگذر تأكيد بر اختلاف مى‌تواند هويت و چهره شيعه را بيشتر بنماياند. در واقع سيد موسى صدر، دغدغه اثبات هويت شيعه را ندارد و بيشتر به حوزه عمل و كارآمدى مى‌پردازد و حوزه اجتماعى و سياسى و حتى اقتصادى مسلمانان را بهبود و ارتقا مى‌بخشد و چهره تأثيرگذار و پرنفوذ و درخشانى از خود به يادگار مى‌گذارد.
 در واقع آن چهره متمايز هويتى انسان مسلمان شيعى كه به لحاظ معرفتى و نظرى توسط شرف الدين به وجود آمد با فعاليت‌ها و برنامه‌هاى منسجم و متشكل و مداوم صدر، جامعه شيعى لبنان در گستره كارآمدى به عنوان يك طايفه ممتاز مطرح شد. به يقين، بدون آن تمهيدات نظرى كه منجر به ايجاد هويت براى شيعيان گرديد، سيد موسى صدر نمى‌توانست اين گونه موفق بيرون آيد. البته فعاليت‌هاى نظرى و فكرى شرف الدين همچنان در انديشه صدر تداوم داشت و به لحاظ فكرى همچنان شيعيان در حال پويايى و نشاط علمى بودند و اين كار نيز عملاً به توسط صدر تداوم مى يافت.
 و در نهايت، افزون بر مطالب پيش گفته، تكيه عمده امام صدر، كه در صدر فعاليت‌هاى وى نيز قرار داشت، اين بود كه ابعاد عينى و تشكيلاتى در عمل ايشان بسيار قوى است. در واقع وى در تداوم فعاليت‌هاى مرحوم شرف الدين، كه بيشتر بر گفت و گوى فردى و مكتوب و تأسيس محدود برخى مراكز تعليمى منحصر است، بيش از گذشته به جنبه‌هاى عينى و عملى و جمعى و عمومى و سياسى و اجتماعى علاقه نشان مى‌دهد و در عرصه عمل، به گفت و شنود، جامه عمل مى‌پوشد. اين وضعيت را هم در ارتباطات گسترده و حضور وى در مراكز متعدد اسلامى سنى و هم در مراكز عبادى مسيحى و هم ارتباط با سياستمداران و دولتمردان كشورهاى مسلمان مى‌توان يافت. صدر همچنين توانست با بسط و گسترش تشكيلات منسجم و منظم، به فعاليت‌هاى شيعيان رونق داده و قدرت چانه زنى آنان را در مصاف با مسائل مختلف بالا ببرد؛ چيزى كه در شرايط دشوار زيستى شرف الدين كم‌تر به وقوع پيوست.
 شرف الدين در شرايط دشوارى كه استعمار بر جوامع مسلمان مسلط شده بود سعى داشت انسجام مسلمانان و هويت بخشى به شيعيان را در نظر و عمل محقق سازد و تا اندازه‌اى به اين هدف دست يافت. به ويژه توانست از هويت كارآمد و منسجم شيعى در جامعه لبنان و در جهان اسلام دفاع كند و زمينه‌هاى حضور هر چه بيشتر شيعيان را در مسائل اجتماعى و سياسى فراهم آورد. در ادامه، صدر توانست با تأسيس مراكز متعدد و به ويژه مجلس اعلاى‌اسلامى  شيعيان لبنان و پاره‌اى نهادهاى مدنى خيريه و آموزشى و حتى ايجاد نهاد شبه نظامى جنبش مقاومت امل، به رسالت تاريخى خود بُعدى ديگر ببخشد و فعاليت‌هاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى شيعيان را در جامعه لبنان بهبود بخشيده و باب دين ورزى و دين گسترى و توانايى حل مسائل اجتماعى را از منظرى دينى به تجربه گذارد. آنچه كه تا آن زمان مغفول واقع شده و امكان پذير نبود.
 
 مسئله آزادى
 آزادى، در صدر عناصر و الزامات گفت و شنود جاى دارد. در اهميت آن همين بس كه سيد موسى صدر آن را برترين ساز و كار فعال كردن همه توانايى‌ها و ظرفيت‌هاى انسانى شمرده است.(١٠) به باور وى، هيچ كس نمى تواند در جامعه محروم از آزادى خدمت كند، توانايى‌هايش را پويا سازد و موهبت‌هاى الهى را بپروراند. آزادى يعنى به رسميت شناختن كرامت انسان و خوش گمانى نسبت به انسان. حال آن كه فقدان آزادى، به معناى بدگمانى نسبت به انسان و كاستن از كرامت و منزلت او است. كسى مى‌تواند آزادى را محدود كند، كه به فطرت انسانى كافر باشد. فطرتى كه قرآن درباره آن مى‌فرمايد: »فطرة الله التى فطر الناس عليها«؛ فطرتى كه پيامبر باطنى و درونى انسان است. شرط نخست گفت و شنود، وجود فضاى آزادى است كه طرفين گفت و شنود به نحو مساوى و برابر از آن بهره ببرند و بتوانند ديدگاه‌ها و برداشت‌هاى خود را نسبت به مسائل مورد مباحثه و مناظره و گفت و شنود، آزادانه و بى هيچ ترس و هراسى‌بگويند.
 وجود فضاى  آزاد براى گفت و شنود مى‌تواند مصاديق عينى و اجتماعى متفاوتى بيابد. به ويژه مى‌توان به مطبوعات به عنوان ركن چهارم قدرت اشاره كرد كه يكى از كاركردهاى مثبت آن مى‌تواند ايجاد فضاى آزادانه گفت و گوى مكتوب و رسانه‌اى درباره مسائل جامعه باشد كه مى‌تواند در تعالى جامعه نقش ايفا نمايد. از اين رو براى تحقق گفت و شنود واقعى و ارائه نظرات مختلف و ايجاد شرايط تضارب آرا، صدر بر اين باور است كه آزادى حق روزنامه نگار است و جامعه بايد اين حق را به او پيشكش كند. افزون بر اين آزادى خدمتى است به روزنامه نگار تا كار خود را به انجام رساند و خدمتى است به جامعه تا از همه چيز مطلع گردد. در اين زمينه »صيانت از آزادى نيز ممكن نيست مگر با آزادى«.  آزادى بر خلاف آنچه كه مى‌گويند، هرگز محدود شدنى و پايان يافتنى نيست. در حقيقت آزادى كامل، عين حق است. حقى است از جانب خدا كه حدّى بر آن نيست.(١١) اگر آزادى برابر با حق تلقى شود در اين صورت، فقدان آزادى خللى عظيم در گفت و شنود تلقى مى‌شود. از اين رو مى‌بايست شرايط گفت و شنود آزاد در جامعه فراهم شود تا افراد و گروه‌ها بتوانند آزادانه با يكديگر به گفت و شنود بپردازند تا به حقيقت دست يابند.
 لازم است اشاره كنم كه آزادى حقيقى در نگاه صدر، رهايى از عوامل فشار خارجى و عوامل فشار داخلى است. به تعبير امام على (ع) »من ترك الشهوات كان حرا؛ آزاده كسى است كه شهوات را ترك كند.« آزادى، رهايى از ديگران و رهايى از خود است. اگر آزادى اين گونه تفسير شود، ديگر معتقد به حد و مرز براى آزادى نخواهيم بود. آزادى‌اى كه با آزادى ديگران اصطكاك داشته باشد، در حقيقت بندگى نفس خويشتن و شهوت طلبى است. آزادى، جهاد است. همان جهاد اكبرى كه مورد نظر پيامبر گرامى بود؛ جهاد با خويشتن خويش براى رهايى از شهوات در مقابل جهاد اصغر كه جهاد با بيگانگان است.(١٢) اين تأكيد در باب حقيقت آزادى از آن رو است كه هر گونه منازعه به سبب گردن كشى و طمع ورزى و برترى جويى و شهوت طلبى است.
 از اين رو صدر تأكيد مى‌كند براى آن كه نظر روزنامه نگار خيرخواهانه، صادقانه و بى شائبه باشد، بر جامعه است كه براى او آزادى را تأمين و تضمين كند، تا تحت تأثير زرق و برق‌ها و انواع فشارها قرار نگيرد. با چنين تمهيداتى، در عين اين كه جامعه منتفع شده به خود نيز خدمت كرده، نقش حقيقى خويش را ايفا مى‌كند، و از توان جهادگران خود بارور و بهره مند مى‌شود. آزادى والاترين شيوه براى شكوفا كردن قابليت‌ها، ظرفيت‌ها و استعدادهاى جامعه است و چنين حقى با آزادى ادا مى‌شود.(١٣)
 در بحث آزادى بايد توجه داشت كه موانع و محدوديت‌هاى آن از سر راه گفت و شنود برداشته شود. آزادى، حال و هواى متناسب با رشد نيروها و موهبت‌هاى انسانى را ايجاد مى‌كند اما همواره در معرض تجاوز قرار دارد و به بهانه‌هاى مختلف از انسان‌ها سلب مى‌شود. به گفته امام موسى صدر، آزادى، اصل و اساس و سرچشمه همه توانايى‌ها است. نزاع‌ها و برخوردها همواره به خاطر نيل به آزادى يا حفظ آن بوده است. و در اين ميان فرد مستبد مى‌تواند به عنوان آزادى خواه ترين فرد مورد توجه قرار گيرد. مستبد در واقع شخصى است كه آزادى ديگران را به نفع آزادى خود مصادره مى‌كند. ديگران را محدود و محصور مى‌سازد تا خود در كمال آزادى هر گونه كه بخواهد، بى هيچ بازخواست و پرسشى، رفتار نمايد. فقدان آزادى، فرد و جامعه را تابع محدوديت‌هاى اعمال شده توسط غاصبان آزادى مى‌سازد و در نتيجه انسان‌ها به محدوديت و نقص در توانايى‌ها دچار مى‌شوند. آن گاه كه بنا به ايمانمان مى‌كوشيم مانع سركشى اين نيروى ويرانگر شويم، در حقيقت از توانايى و كرامت و هويت انسانى آدمى و ارزش و قدر و منزلت انسان دفاع مى‌كنيم.
 به اعتقاد صدر، قالب‌هاى سلب آزادى در گذر زمان تغيير يافته است. گاهى به صورت استبداد، گاهى به صورت استعمار، گاه به صورت نظام ارباب رعيتى، گاه به صورت تروريزم فكرى و ادعاى قيمومت بر مردم و نابالغ انگاشتن قدرت فكرى آنان، گاه به صورت استعمار نو و گاه به صورت تحميل مواضع بر افراد يا ملت‌ها رخ نموده است. فشارهاى اقتصادى، فرهنگى و فكرى، در شمار مظاهر تضييقات و محدوديت‌هاى انسان است. سياست محروم كردن پاره‌اى از مردم از فرصت‌ها، نگاه داشتن مردم در جهل و بى سوادى و محروم كردن مردم از بهداشت و فرصت‌هاى تحرك و توسعه، همه و همه از شكل‌هاى مختلف سلب آزادى و درهم كوباندن توانمندى‌ها و خلاقيت‌هاى‌انسان است.(١٤)
 به هر حال آزادى به عنوان يك اولويت مى‌بايست در صدر الزامات گفت و شنود مورد توجه و تأكيد و تأمين و تضمين قرار گيرد. زيرا در فقد آزادى، هيچ گفت و شنود واقعى تحقق نمى‌يابد. تحقق آزادى، مى‌تواند چشم اندازهاى‌مساعدى  فرا روى بگشايد و جامعه را از ميوه‌هاى شيرينى بهره مند سازد. به ديگر سخن، چنان كه صدر نيز تأكيد مى‌نمايد، آزادى موجبات بروز و ظهور خلاقيت‌ها و توانايى‌هاى آدمى را فراهم مى‌سازد و چه بسا كه اين خلاقيت‌ها و استعدادها در گفت و شنودهاى واقعى فراهم مى‌گردد. از اين رو نبايد ارزش و اهميت و منزلت آزادى را از ياد برد و جامعه و انسان را از آن محروم ساخت.
 
 اصل احترام متقابل
 اصل احترام متقابل، در كنار اصل آزادى، مؤلفه مهم ديگرى است كه مى‌بايست در گفت و شنود مورد توجه قرار گيرد. به باور صدر، هر تشكيلاتى، از جمعيت كوچكى در يك روستا گرفته تا جمعيت بزرگى مانند سازمان ملل متحد بر اساس اصول معينى شكل مى‌گيرد، اما مهم همانا تحقق اين اصول است و براى آن كه ما بتوانيم اين اصول را تحقق بخشيم، بايد بر اصولى منطبق با واقعيت‌هاى عينى تكيه كنيم. به ويژه اگر كه اين واقعيت‌ها با ريشه‌هاى عميق تاريخى، جغرافيايى، انسانى و اعتقادى در پيوند باشد، بدون ترديد به زودى در جان و روح مردم ريشه مى‌دواند و مردم بالفعل گرد آن جمع مى‌آيند.
 وى معتقد است لبنان صاحب واقعيتى است تاريخى كه تا قديم ترين اعصار امتداد دارد. تاريخ لبنان بسيارى از تمدن‌ها و عظمت‌ها و رسالت‌ها و فرهنگ‌ها را در خود جاى داده است. از نظر جغرافيايى، لبنان، جزيى از جهان عرب به شمار مى‌آيد. از طرفى لبنان صاحب فرهنگ و تمدنى است كه از تمدن‌هاى متنوع و فرهنگ‌هاى مختلف و انديشه‌هاى گوناگون بهره گرفته است. در آينه تمدن لبنان مى‌توان تجربه‌هاى ميليون‌ها و ميلياردها تن از افراد بشر را ديد.
 در پرتو اين واقعيات درخشان است كه در لبنان مجموعه‌هاى متعدد و انديشه‌هاى متنوع مشاهده مى‌شود. از اين رو مى‌توان از اين رنگارنگى و تنوع در جهت تفرقه و پراكندگى جامعه سود برد و هم مى‌توان از آن به عنوان پايگاه‌هايى براى تعاون و هميارى سود جست، زيرا هر گروهى براى خود تجربه‌اى دارد و صاحب افكارى است. اين تنوعات مى‌تواند وسيله‌اى براى برخورد آرا و تبادل اطلاعات و افزايش تجربه‌ها و در نتيجه تكوين تمدنى انسانى‌باشد و تحقق نقش و رسالت لبنانى را امكان‌پذير سازد. زيرا اين رسالت ثمره تجارب بشرى است و مى‌تواند به جهان عرضه شود و ارمغان لبنان و رسالت تاريخى اين كشور نيز باشد.
 با توجه به واقعيت‌هاى تاريخى و تنوع قومى، قبيله اى، دينى و مذهبى موجود در هر كشورى به خصوص لبنان به نظر مى‌رسد بايد بر عناصرى تكيه و اعتماد كرد كه بتواند اين تنوع را در جهات مثبت فعال سازد و به رشد و تعالى‌جامعه مساعدت نمايد. به باور صدر، شرط اساسى  براى آن كه اين افكار و تجارب متنوع را در كنار هم جمع كرد و از آن به عنوان پايگاهى براى همفكرى و تعاون و هميارى بهره برد، توجه به اصل احترام متقابل در ميان مردم است. كشورى كه از چنين امكان سازنده و مثبت بهره نگيرد، در آن فريادها و اعتراض‌هاى محلى و اقليمى و قبيله اى يا اقداماتى از اين قبيل بروز خواهد كرد و افراد مغرض يا نادان مى‌توانند از آن در جهت آشفتگى و جدايى و نابودى آن جامعه بهره‌بردارى كنند. در نتيجه با تكيه بر اصل اختلاف و تأكيد بر احترام متقابل، كه موجبات همبستگى را در ميان تنوعات موجود رقم مى‌زند، تفرقه و پراكندگى اصل مى‌شود و موجبات ناهمبستگى جامعه را موجب مى‌شود.(١٥) از اين رو به نظر مى‌رسد بتوان با پذيرش اختلافات، كه امرى طبيعى است، و تقويت اصل احترام متقابل و عمل بر اساس آن جامعه را از پراكندگى و آشفتگى رهايى بخشيد و با ايجاد همبستگى شرايط پيشرفت جامعه را فراهم ساخت.
 
 اصل اطمينان
 آنچه اصل احترام متقابل را تكميل كرده و پوشش مى‌دهد اصل اطمينان است. به باور صدر، اگر در جامعه اطمينان متقابل حاكم باشد، تفرقه و پراكندگى حادث نمى‌شود. اما بايد توجه داشت كه اطمينان متقابل، جز با احترام متقابل حاصل نمى‌شود. هر يك از طرف‌هاى گفت و شنود مى‌بايست به طرف مقابل احترام گذارد. اگر يكى از طرف‌هاى گفت و شنود، ديگرى را تحقير كند، ديگر اطمينانى باقى نمى‌ماند و جامعه و همه كشور دچار ركود شده به گروه‌ها و دسته‌هايى غير مفيد و ضعيف تقسيم مى‌شود. از اين رو صدر معتقد است تبادل تجربه و همكارى ملى و رشد و اقتدار يك جامعه و يك كشور در گرو آن است كه الزامات اصل احترام متقابل در گفت و شنود و رفتار متقابل لحاظ شود و هر يك به ديگرى اطمينان داشته باشد. بنابراين، اصل، به رسميت شناختن طرف مقابل است. و اين به معناى‌پذيرش تكثر و تنوع و اختلاف و از سويى  اطمينان يافتن و به يكديگر اطمينان داشتن است، كه براى ايجاد يك گفت و شنود ثمربخش و مفيد لازم است. اين‌ها همه از اصل احترام متقابل ناشى مى‌شود.
 صدر البته تصريح مى‌كند كه چهره اين حقيقت در لبنان مسخ شده است و بر آن‌اند كه آن را با تحميل سازش بر ديگرى و سكوت و انزواى طرف مقابل درمان كنند؛ مسئله‌اى كه مشكلات را افزون مى‌كند. چيزى كه آن را نه غالب و نه مغلوب در لبنان نام نهادند. اما اين سازش اگر بالفعل باشد داراى خطرهايى است. زيرا روند سازش طبعاً موجب غلبه يك طرف بر طرف ديگر مى‌شود و براى آن كه بخواهند زياده طلبى طرف غالب را تأمين كنند بايد حق و حقوق بيشترى نسبت به مغلوب به او بدهند و اين سازش‌پذيرى‌ها نادرست و خطرناك است. خطر دوم آن است كه سازش دائماً ميان سران انجام مى‌پذيرد و به حساب مردم و جامعه گذاشته مى‌شود. اين دو خطر در تحميل سازش نهفته است. اما اگر پذيرفته شود كه گوناگونى تفكرات و فرهنگ‌ها، تعاون ميان مردم را آسان مى‌كند، بى‌ترديد اين تنوع وسيله‌اى براى تحكيم ارتباط ميان افراد كشور و گفت و شنود مفيد خواهد شد. زيرا هر كس احساس مى‌كند كه از ديگران بى نياز نيست. بر اين اساس مى‌توان اصولى را تعيين كرد تا افراد و گروه‌ها گرد هم آيند. به عبارتى كوتاه به رسميت شناختن يكديگر و احترام متقابل و اطمينان به يكديگر اساسى ترين شرط بقا و استمرار هر گفت و شنودى در هر جامعه‌اى است.(١٦)
 
 اصل همبستگى
 در تداوم مباحث فوق، سيد موسى صدر به نكته بسيار مهم ديگرى اشاره مى‌كند و مشكلات جوامع اسلامى را مشكلات درون ساختارى و داخلى اين جوامع ذكر مى‌كند و نه دشمن بيرونى. »من براى لبنان و حتى كشورها و امت‌ها، خطر خارجى قابل ذكرى سراغ ندارم، بلكه خطر اساسى كه هر كشور و هر امتى را تهديد مى‌كند همان خطر داخلى‌است. حتى دشمن همواره تلاش مى‌كند تا با ايجاد تفرقه‌ها به گستردگى خطر داخلى، دامن بزند و به وسيله آن به كشور ضربه بزند. خطر خارجى صهيونيسم را كه اينك گريبان گير كشور شده، نمى‌توان ناديده انگاشت و چه بسا كه اين خطر خود بزرگترين خطر در جهان باشد. اما مقصود من آن است كه خطرى كه كيان يك امت يا كيان يك كشور و يا مردم را تهديد مى‌كند، همان خطر داخلى است كه مهلك است«.(١٧)
 از اين رو صدر به اين واقعيت تصريح مى‌كند كه امكان ندارد يك ملت بر اثر خطر خارجى و دشمنان بسيار از ميان برود و هرگز تاريخ، هيچ ملت و امتى را نشان نداده كه به خاطر زور و اجبار يا در نتيجه غلبه دشمن خارجى از بين رفته باشد، تا هنگامى كه آن مردم در كنار يكديگر بوده و وحدت كلمه داشته و به مسئوليت‌هاى خود آگاه بوده اند. مهم، خطر داخلى است؛ خطر تفرقه. اين خطر نتيجه تحقير و فقدان احترام و اطمينان به يكديگر و گروه گروه كردن مردم و مشكلاتى است كه جامعه با آن مواجه است. در نگاه ايشان، خطر اساسى و داخلى، خطر بى مسؤوليتى و خطر بى بند و بارى و فساد است.
 اين خطر، ناهمبستگى اجتماعى را موجب مى‌شود و در چنين وضعيتى با توجه به تكثر و تنوع موجود، جامعه، بيشتر داراى استعداد پذيرش گسست و ناهمبستگى است. مى‌توان با حفظ تنوع و تكثر و اختلاف، به طور همبسته عمل كرد و موجبات رشد و پيشرفت جامعه را به وجود آورد. اساساً گفت و شنود راهى است به سمت همبستگى اجتماعى  با پيش‌شرطها و الزامات مورد نياز.
 به باور صدر بر افراد جامعه است كه در مقابل خطرها از خود مقاومت نشان داده و جو جامعه را براى ايستادگى و مقاومت آماده نمايد. از اين رو در انديشه صدر برترين راه براى تقويت و تحكيم روحيه همبستگى ملى و مقاومت و ايستادگى، تقويت ايمان به خدا و ايمان به ارزش‌ها است. ايمان به اينكه حق، هميشه در جهان پيروز است، هر چند كه موقعيت‌ها دگرگون شود و روزها و سال‌ها به درازا كشد. جامعه در برابر خطرهاى داخلى، نيازمند احترام و اطمينان متقابل است تا بتواند قدرت و همبستگى خود را تقويت كرده و به مبارزه با فساد بپردازد. در نگاه صدر امروزه فساد تنها به كارى اطلاق نمى‌شود كه خلاف دين يا اخلاق است، بلكه فساد، امروزه، هر عمل نادرستى است كه در جامعه صورت مى‌گيرد. نيز هر گونه تبعيض، تعدى، بى توجهى، بى بند و بارى و سستى و اهمال است. به باور صدر هر خانه‌اى كه در آن چنين فسادهايى وجود دارد و انجام مى‌گيرد در حقيقت خانه امنى است براى دشمن در اين كشور.(١٨)

 اقدامات عملى
 سيد موسى صدر از زمستان ١٣٣٨ و همزمان با آغاز فعاليت‌هاى گسترده دينى و فرهنگى خود در مناطق شيعه نشين لبنان، مطالعات عميقى را به منظور ريشه يابى عوامل عقب ماندگى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى شيعيان لبنان به اجرا گذارد. حاصل اين مطالعات، برنامه‌هايى بود كه از اواسط ١٣٣٩ و در راستاى سياست محروميت زدايى، طراحى و اجرا گرديد. وى در زمستان ١٣٣٩ و پس از تجديد سازمان جمعيت خيريه »البر و الاحسان«، با تنظيم برنامه‌اى ضربتى جهت تأمين نيازهاى مالى خانواده‌هاى بى بضاعت، ناهنجارى تكدى را به كلى از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت.(١٩)
 صدر، در فاصله سالهاى ١٣٤٠ تا ١٣٤٨ دهها جمعيت خيريه و مؤسسه فرهنگى و آموزشى را در لبنان راه اندازى نمود كه حاصل آن كسب اشتغال و خودكفايى  اقتصادى هزاران خانواده بى بضاعت، كاهش درصد بيسوادى، رشد فرهنگ عمومى و به اجرا در آمدن صدها پروژه كوچك و بزرگ عمرانى در مناطق محروم آن كشور بود. در تابستان ١٣٤٥ و پس از اجتماعات عظيم شيعيان لبنان در بيعت با ايشان، رسماً از حكومت وقت درخواست نمود تا همانند ديگر طوايف آن كشور، مجلسى براى سازماندهى طايفه شيعه و پيگيرى مسائل آن تأسيس گردد. از اين رو مجلس اعلاى اسلامى شيعيان در يكم خرداد ١٣٤٨ تأسيس و خود او با اجماع آرا به رياست آن برگزيده شد.
 سيد موسى صدر از بهار ١٣٤٨ تا اواسط زمستان ١٣٥٢ با دولت وقت لبنان به گفت و گو نشست، تا دولت را براى‌اجراى پروژه‌هاى زيربنايى و وظايف قانونى خود در قبال مناطق شيعه نشين و محروم آن كشور ترغيب نمايد. در پى امتناع دولت لبنان از پذيرش اين مطالبات و نيز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوايل سال ١٣٥٣ تحت رهبرى صدر شكل گرفت و راهپيمايى‌هاى مردمى عظيمى در شهرهاى بعلبك، صور و صيدا عليه دولت به وقوع پيوست. اوج‌گيرى بحران خاورميانه، صف آرايى احزاب افراطى مسيحى در برابر مقاومت فلسطينى و كشيده شدن دامنه برخى اختلافات جهان عرب به لبنان، صدر را بر آن داشت تا براى حفظ ثبات كشور و ممانعت از سركوبى‌فلسطينى‌ها، توده‌هاى مردم را به طور موقت از عرصه رويارويى با دولت كنار كشاند و پى‌گيرى مطالبات بر حق شيعيان را تا آمدن رئيس جمهور بعد به تأخير اندازد. ايشان در ١٣٥٤ به رغم كارشكنى‌هاى شديد دولت، مجدداً و با اجماع آرا به رياست مجلس اعلاى اسلامى شيعه برگزيده شد.
 با آغاز جنگ داخلى لبنان در فروردين ١٣٥٤، تمامى تلاش‌هاى صدر مصروف پايان دادن به اين بحران گرديد. وى در خرداد همان سال در مسجد عامليه بيروت به اعتصاب نشست و به پشتوانه مشروعيت كاريزما و مقبوليت وسيع خود در ميان تمامى  طوايف، آرامش را به لبنان بازگردانيد. با شعله ور شدن مجدد آتش جنگ و آشكار شدن شكست در جبهه مسلمانان، صدر در ارديبهشت ١٣٥٥ حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نيروهاى سورى به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به اين كشور بازگرداند.
 اين‌ها همه اقداماتى در راستاى تفاهم و ايجاد همبستگى ميان گروه‌هاى شيعيان و مسلمان از يك سوى و ميان مسلمانان و پيروان ساير اديان و اقوام از سوى ديگر به شمار مى‌رود. به خصوص تأكيد بر هويت بخشى به شيعيان و مسلمانان و به طور كلى تأكيد بر هويت مستقل لبنانى از جمله فعاليت‌هاى وى در اين دوره است كه همه اقداماتى در راستاى بهبود وضعيت گفت و شنود و از الزامات آن به شمار مى‌رود.
 در تداوم عملكرد صدر در راستاى گفت و شنود همه اقوام و مذاهب و اديان موجود در جامعه لبنان، چنان كه ذكر شد، بايد گفت، هدف راهبردى وى آن بود تا طايفه شيعه لبنان را همسان ديگر طوايف، و نه مقدم بر آنان، در تمامى عرصه‌هاى  حيات سياسى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى آن كشور ارتقا و مشاركت دهد. تأكيد بر هويت شيعى، فعاليت‌هاى سيد عبدالحسين شرف‌الدين را به ياد مى‌آورد. وى از اولين روزهاى ورود به لبنان در زمستان ١٣٣٨، با طرح شعار »گفتگو، تفاهم و همزيستى«، پايه‌هاى روابط دوستانه و همكارى صميمانه‌اى را با مطران يوسف الخورى، مطران جرج حداد، شيخ محى‌الدين حسن و ديگر رهبران دينى مسيحى و اهل سنت آن كشور بنا نهاد.
 در طول دو دهه حضور صدر در لبنان، ديگر هيچ مراسم سرور يا اندوهى از شيعيان نبود كه وى در آن شركت جويد و تنى چند از فرهيختگان مسيحى و اهل سنت همراه وى نباشند. حمايت جوانمردانه صدر از بستنى فروش مسيحى‌در اوايل تابستان ١٣٤١ در شهر صور، كه به فتواى  صريح ايشان مبنى بر طهارت اهل كتاب منجر گرديد، توجه تمامى محافل مسيحى لبنان را به سمت خود جلب نمود. مشى متوازن و متعادل و پرمعناى معنوى وى سبب شد در اواخر تابستان ١٣٤١ مطران گريگوار حداد به شهر صور آمد، و از ايشان براى عضويت در هيأت امناى »جنبش حركت اجتماعى« دعوت نمود. از اواخر سال ١٣٤١ حضور گسترده صدر در كليساها، ديرها و مجامع دينى و فرهنگى‌مسيحيان آغاز گرديد. سخنرانى‌هاى  تاريخى ايشان در ديرالمخلص واقع در جنوب، و كليساى مارمارون در شمال لبنان تأثيرات معنوى عميقى بر مسيحيان آن كشور بر جاى نهاد.
 سيد موسى صدر در تابستان ١٣٤٢ و طى سفرى دو ماهه به كشورهاى شمال آفريقا، طرحى نو جهت همفكرى‌مراكز اسلامى  مصر، الجزاير و مغرب با حوزه‌هاى علميه شيعى لبنان در انداخت. وى در بهار ١٣٤٤، اولين دور سلسله گفت و گوهاى اسلام و مسيحيت را با حضور بزرگان اين دو دين الهى، در مؤسسه فرهنگى »الندوه اللبنانيه« به راه انداخت. وى پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل در ١٣٤٦ به ديدار پاپ شتافت، و نشستى كه ابتدائاً نيم ساعت پيش بينى شده بود، به تقاضاى پاپ بيش از دو ساعت به درازا كشيد. صدر از ١٣٤٧ به عضويت مركز اسلام شناسى استراسبورگ در آمد و از رهگذر همفكرى و ارائه سمينارهاى متعدد در آن، انتشار آثارى ذى قيمت چون »مغز متفكر جهان شيعه« را زمينه سازى نمود.
 صدر، در بهار ١٣٤٨ و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلاى اسلامى شيعه، از شيخ حسن خالد مفتى اهل سنت لبنان دعوت نمود، تا با همفكرى يكديگر براى توحيد شعائر، اعياد و فعاليت‌هاى اجتماعى طوايف اسلامى، تدبيرى بينديشند. وى  در همين خصوص طرح مدونى را به اجلاس ١٣٤٩ »مجمع بحوث اسلامى قاهره« ارائه نمود و متعاقب آن به عضويت دائم اين مجمع درآمد. وى در ١٣٤٩ رهبران مذهبى طوايف مسلمان و مسيحى جنوب لبنان را در چارچوب »كميته دفاع از جنوب« گرد هم آورد تا براى مقاومت در برابر تجاوزات رژيم صهيونيستى چاره انديشى‌نمايند.
 وى  در زمستان ١٣٥٣ و در اقدامى بى سابقه، خطبه‌هاى عيد موعظه روزه را در حضور شخصيت‌هاى بلندپايه مسيحى لبنان در كليساى كبوشين بيروت ايراد نمود و اگر آتش جنگ داخلى شعله ور نمى‌شد، در پى آن بود تا كاردينال مارونى لبنان را براى ايراد خطبه‌هاى يكى از نمازهاى جمعه شهر بيروت دعوت نمايد.
 صدر، در زمستان ١٣٥٥ و در جمع سردبيران جرايد بيروت، با پيش بينى صريح حذف فاصله‌ها و روند جهانى‌شدن در اواخر قرن بيستم، قرن بيست و يكم را قرن همزيستى پيروان اديان، مذاهب، فرهنگ‌ها و تمدن‌هاى گوناگون ناميد و بر رسالت تاريخى  لبنان جهت ارائه الگويى موفق در اين زمينه پاى فشرد. وى در اواسط ١٣٥٧ موفق گرديد رهبران مسلمان و مسيحى لبنان را جهت برپايى يك جبهه فراگير ملى متقاعد نمايد، و در اين مسير تا آنجا پيش رفت كه حتى موعد تأسيس و اولين گردهمايى آنان را براى پس از بازگشت خود از سفر ليبى، كه هرگز از آن باز نگشت، مشخص نمود.(٢٠)
 
 خاتمه
 در گام نهايى براى شناخت انديشه سياسى امام سيد موسى صدر در باب الزامات گفت و شنود بايد به اين مسئله توجه داشت كه مقام و منظر صدر در مجموعه مباحث خود، مقام و منظر عالمى همه جانبه نگر و حتى روشنفكرى دينى  است كه براى اصلاح اجتماعى و فكرى دست به تلاش‌هاى گسترده‌اى زده است. از اين رو شايد بتوان ضرورت توجه به واقعيات اجتماعى و نيز پذيرش اختلاف و تكثر را براى دست يابى به همبستگى و انسجام ملى و عمومى درك و فهم كرد. به ديگر سخن نمى‌توان بى آن كه واقعيات جامعه و دشواره‌هاى آن را از هم بازشناخت دست به كارى مصلحانه زد و جامعه‌اى را از بحران و آشفتگى خلاصى بخشيد.
 نيز اين مسئله مى‌بايست لحاظ شود كه پذيرش كثرت صرفاً در شعار و نظر نمى‌تواند به بحران موجود در جوامع مسلمان خاتمه دهد. بلكه مى‌بايست پيشاپيش در عمل به آن روى خوش نشان داده و در مواجهه عينى، آمادگى‌زيست مسالمت آميز در فراسوى  تمامى اختلافات و تمايزات پى گرفته شود. امام سيد موسى صدر در عمل و نظر به آن جامه عمل پوشاند و نشان داد كه يك عالم دينى مسلمان شيعى مى‌تواند نماد انسجام و همبستگى قوم و ملتى پراكنده از نظر اعتقادى و دينى و قومى و حتى سياسى و فرهنگى باشد. وى در پى تحقق چنين جامعه‌اى بود و عميقاً نيز به آن باور داشت.
 تأكيدات مداوم صدر بر انديشه گفت و شنود و پذيرش الزامات آن از منظر ديگرى نيز قابل بررسى است. در واقع سيد موسى يك مشكل اساسى جوامع مسلمان را استبداد سياسى و فكرى - فرهنگى مى‌دانست و از اين رو درصدد بود با ارائه راه حل‌هايى اين دشواره را از ميان بردارد تا گام‌ها در راه پيشرفت سرعت گيرد و از توان و استعداد افراد بهره گرفته شود. استفاده از ابزار گفت و شنود، افزون بر نزديك كردن افراد و گروه‌ها و اديان و مذاهب مختلف در لبنان و نيز تقريب ملل پراكنده و آشفته اسلامى، زمينه‌هاى تحقق آزادى را از سوى ديگر نيز فراهم مى‌ساخت. در فقدان استبداد مى‌توان زيست و از ظرفيت و توان و خلاقيت خود بهره گرفت و با آزادى به ابراز ديدگاه و نظر خود پرداخت. به ديگر سخن، با گفت و شنود زمينه پذيرش همديگر و پرداخت به وضعيت مسلمانان به گونه مطلوبى فراهم مى‌شود. با چنين راه كارى دشواره استبداد نيز به تدريج از ميان جوامع مسلمان حل و فصل مى‌شود و راه براى ارتقاى جامعه در همه ابعاد و به ويژه مسائل فكرى و فرهنگى گشوده مى‌شود.(٢١)
 
 پى نوشت‌ها:
 ١. بنگريد به مجموعه آثار افلاطون. به ويژه اثر معروف و برجسته وى جمهور، ترجمه فؤاد روحانى، چاپ چهارم، تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٦٠.
 ٢. ر.ك.به: مايكل ايچ لسناف، فيلسوفان سياسى قرن بيستم، ترجمه خشايار ديهيمى، چاپ نخست، تهران: نشر كوچك، ١٣٧٨، ص ٤٣٤.
 ٣. تعريف مفهوم عمل ارتباطى افزون بر افزوده‌هايى توسط نگارنده از مباحث‌هابرماس اخذ شده است. به ويژه عنصر شنيدن به مفهوم مذكور افزوده شده است. ر.ك. همان، ص ٤٤٠ و ٤٤١.
 ٤. همان، ص ٤٥٢ و ٤٥٣.
 ٥. همان، ص ٤٥٤.
 ٦. monolog
 ٧. diyalog
 ٨. همان، ص ٤٥٥.
 ٩. به نقل از سخنرانى سيد مصطفى محقق داماد با عنوان »گفت و گو و تفاهم فرهنگ‌ها و اديان در انديشه امام موسى صدر«، در همايش بين المللى امام موسى صدر تحت عنوان: »امام موسى صدر، نيازها و مقتضيات زمان"، منتشر شده توسط مؤسسه فرهنگى و تحقيقاتى امام موسى صدر با عنوان اديان در خدمت انسان، ١٣٨١، ص ١٨.
 ١٠. امام سيد موسى صدر در سخنرانى‌اى كه به مناسبت مراسم شب هفت شهادت كمال مروه، روزنامه نگار معروف لبنانى، در خرداد ١٣٤٥ ايراد كرده نكات مهمى درباره آزادى بيان كرده است. بنگريد به: صيانت از آزادى‌ممكن نيست مگر با آزادى ، مؤسسه فرهنگى و تحقيقاتى امام موسى صدر، ١٣٨١، ص ٣٢.
 ١١. همان.
 ١٢. همان، ص ٣٣.
 ١٣. همان، ص ٣٣ و ٣٤.
 ١٤. امام موسى صدر، اديان در خدمت انسان، مؤسسه فرهنگى و تحقيقاتى امام موسى صدر، ١٣٨١. بخشى از سخنرانى امام سيد موسى صدر در كليساى كبوشين لبنان در ٣٠ بهمن ١٣٥٢. ترجمه سيد محمد رضا شريعتمدارى.
 ١٥. بخشى از گفت و گوى امام موسى صدر با روزنامه لبنانى الجريده در تاريخ ٢١/ ٦/ ١٩٦٩ كه با عنوان »فساد، خطرناك ترين دشمن ما« ترجمه شده است.
 ١٦. همان.
 ١٧. همان.
 ١٨. همان.
 ١٩. تجربه عملى صدر در از بين بردن مسئله تكدى گرى در جامعه اسلامى لبنان بسيار جالب و آموزنده است. چيزى كه در جامعه ما به رغم حضور نهادهاى مختلف خاتمه نيافته است.
 ٢٠. پايگاه اطلاع رسانى مؤسسه فرهنگى و تحقيقاتى امام موسى صد: http :/ /www.imamsadr.ir . تفصيل شرح حال امام سيد موسى صدر را در منابع زير مطالعه كنيد: عبدالرحيم اباذرى، امام موسى صدر، چاپ نخست، تهران: جوانه رشد، ١٣٨١؛ على حجتى كرمانى (تنظيم كننده و گرد آورنده)، لبنان به روايت امام موسى صدر و مصطفى دكتر چمران، چاپ نخست، تهران، انتشارات قلم، ١٣٦٤.
 ٢١. مقاله حاضر بخشى  از پژوهشى است كه توسط نگارنده در پژوهشكده علوم و انديشه سياسى پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى نگارش شده است.